دوشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۵ رئیس اداره حفاظت محیط زیست آبادان میزان گرد و غبار در این شهرستان را بیش از ۱۸ برابر حد مجاز اعلام می کند. وضعیتی که نه برای آبادان جدید است و نه برای سایر شهرها و روستاهای خوزستان. هنوز روزها و هفته های زیادی از بحران گسترده ای که در بهمن ماه در خوزستان شروع شد و ادامه یافت نمی گذرد. بحران خاک و به چالش کشیده شدن تمامیت زیر ساختهای یک استان؛ قطعی برق، آب و تقریبا همه چیز. سرنوشتی تأمل برانگیز برای استانی که در نمودار رشد اقتصادی کشور چیز جدیی به جز نفت استخراج شده آن وجود ندارد.

در آخرین بحران ریزدگردها در خوزستان، مقامات دولتی، و مطبوعات حکومتی، هرکدام به اظهارنظرهای دامنه داری درباره علل این بحران، پرداختند. ابتدا سعی شد تا علل خارجی برجسته شود و موضوع به سد سازی های ترکیه بر روی دجله و فرات، و آثارش بر خشک شدن زمین ها در عراق نسبت داده شود. آنچه منجر به برپا شدن توفان های گرد و غبار رو به ایران نامیده شده بود. یا تلاش شد علت، به توفان هایی که از عربستان به سمت خوزستان می وزد نسبت داده شود. اما وقتی که بالاخره علل داخلی موضوع بر اثر اطلاع رسانی شهروندان و اعتراضات انجام شده برجسته و آشکار شد همه دست اندرکاران شروع به متهم کردن یکدیگر کردند، بی آنکه کسی جرأت اشاره به علت و عامل اصلی را  داشته باشد.
بیش از یکسال پیش یکی از اساتید دانشگاه و فعالین حوزه محیط زیست در «سمینار علمی گیاهان و پوشش گیاهی شوره‌زارها و سواحل خوزستان» به بخشی از فاجعه ای که در خوزستان بر اثر سدسازهای غیر علمی رخ داده بود اشاره می کند. او به صراحت می گوید: « سدسازی و انتقال آب از سرشاخه‌ها که مشکلات بزرگی هستند، از عوامل اصلی شوری آب در خوزستان است.» که با « کاهش میزان آب کارون بر اثر این عوامل و بازگشت آب دریا شوری زمین در استان را افزایش داده است؛ ورود آب دریا در پایین ‌دست کارون مشکلات جدی برای کشاورزان ایجاد کرده است و بسیاری از نخلستان‌ها خشک شده‌اند.» او در رابطه با زیان های سدسازی اضافه می کند که « به‌طور مثال سد مارون مشکلات جدی برای کشاورزان در شادگان ایجاد کرده و موجب از بین رفتن نخلستان‌های این شهرستان شده است؛ کشاورزان شادگان می‌گویند که سد مارون زندگی را نابود کرده است و نسبت به این سد اعتراض دارند.»
شور شدن آب و خشک شدن نخلستان ها تنها زیان های سد سازی در خوزستان نیست. خشک شدن تالاب ها در نتیجه سد سازی باعث بروز پدیده ریزگردها می شود. این کارشناس اظهار می کند که « در همان سال‌های ابتدایی بروز این پدیده تأکید داشتم که منشاء ریزگردها داخلی است. این موضوع با انتقادات بسیاری مواجه می‌شد اما با چشمان خود مشاهده کرده بودم که این ریزگردها از کجا می‌آید.»
او سپس به یک نمونه اشاره می کند: « در سال ۸۸ در منطقه هندیجان خوزستان مشاهده کردیم که از بستر تالاب خشک‌شده‌ای ریزگردها به هوا بلند شد؛ در آن زمان اعلام کردیم که مسأله ریزگردها جدی و منشاء آن داخلی است و حتی در رسانه‌ها هم این موضوع منعکس شد اما با آن مخالفت می‌شد.» و تأکید می کند که « در آن زمان مطالعاتی در داخل کشور و در کشور فرانسه در خصوص ریزگردها انجام و مشخص شد که ریزگردها تالابی هستند و تردیدی نبود که ریزگردها بیابانی نیستند.»
در نمونه هایی که این کارشناس ذکر می کند از مخالفت های جدی صورت گرفته، با طرح موضوع سد سازی بعنوان علل ریزگردها در خوزستان، سخن می گوید. وقتی بر سر موضوعی مخالفت صورت می گیرد حتما منافعی مورد تهدید قرار گرفته است. برای پی بردن به دست های پشت پرده باید به این پرسش پاسخ داده شود که منفعت سدسازی در خوزستان به جیب چه کسی می رود. کس یا نهادی که اگر سد سازی، بعنوان عامل بحران ریزگردها در خوزستان معرفی شود، منافعش آسیب جدی می بیند، در نتیجه نیاز دارد تا به هر نحو از طرح این موضوع طفره برود.
نام این نهاد شاید برکسی پوشیده نباشد. همه با اسم و کارکرد آن آشنا هستند. نهادی سیاسی-نظامی-امنیتی-فرهنگی و البته اقتصادی با منافعی کلان در سراسر ایران و خارج از کشور. درست متوجه شده اید اسم این نهاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران است. نهادی که تقریبا در تمامی ثروتهای بزرگ در کشور دستی دارد. بخصوص خوزستان به خاطر منافع بی کرانش و اهمیت ژئواستراتژیکش برای بقای حکومت، از توجه سپاه دور نمی ماند.
«سد گُتوَند عُلیا یکی از بزرگ‌ترین سدهای ایران بر روی رودخانه کارون در جنوب غربی ایران است. این سد، در فاصله ۳۸۰ کیلومتری از ریزشگاه رودخانه کارون، در فاصله ۲۵ کیلومتری شمال شهرستان شوشتر و در ۱۰ کیلومتری شمال شرقی شهر گتوند در استان خوزستان قرار دارد. سد گتوندعلیا آخرین سد قابل احداث بر روی رودخانه کارون است. دریاچه این سد با مخزنی ۴ میلیارد و ۵۰۰ میلیون مترمکعبی دومین دریاچه مصنوعی بزرگ کشور پس از کرخه خواهد بود. ارتفاع این سد سنگریزه‌ای با هسته رسی ۱۸۲ متر است که بلندترین سد خاکی کشور محسوب می‌شود. عملیات اجرایی این طرح در سال ۱۳۷۶ آغاز شده است. این سد در میان سدهای ساخته‌شده و در دست ساخت بر روی کارون، از همه پایین‌دست‌تر قرار دارد.» این توصیفی است که در منابع حکومتی از این سد شده است؛ نمایی شکوهمند! از پروژه ای موفق! اما کدام شرکت در برپایی این سد نقش داشته است؟ مطالعات طرح را شرکت مهاب قدس (وابسته به آستان قدس رضوی) انجام داد یعنی منافع اولیه نصیب آن شد و اجرای آن را شرکت سپاسد (وابسته به سپاه) به عهده داشته است، که به معنی برخورداری از منافع کلان در این پروژه عظیم است. پروژه ای که در ظاهر فریبنده و نشان سازندگی در کشور است اما در عمل عامل ویرانی اکوسیستم خوزستان شده است.

و نمونه دیگری از توصیفات رسمی، از سدی دیگر: « سد کرخه ششمین سد طویل خاکی جهان و بزرگترین سد تاریخ ایران محسوب می شود . سد کرخه نخستین سد بزرگ با طراحی و اجرای داخلی و نخستین تجربه مدیریت پروژه کلان در صنعت سدسازی بوده است. سد مخزنی و نیروگاه برق آبی کرخه در فاصله 24 کیلومتری شمال غرب اندیمشک در استان خوزستان احداث گردیده است.» در احداث این سد قرارگاه خاتم الانبیاء وابسته به سپاه، شرکت های وابسته به وزارت نیرو و بیش از 120 شرکت پیمانکاری و هشت شرکت مشاوره ای همکاری داشتند و از این ۱۲۸ شرکت که اشاره ای به ماهیت آنها نمی شود چند شرکت را می توان نام برد که مستقیم یا غیر مستقیم در مالکیت سپاه نباشد؟
در حالی که سپاه در دفاع از طرح هایش برای سد سازی از جمله به جلوگیری از سیلاب ها اشاره می کند، کارشناسان معتقدند که « کشور ما در منطقه گرم و خشک واقع است و در تابستان آبی وجود ندارد. با این سیلاب‌ها آب تالاب‌ها و بقای طبیعت تأمین می‌شود.» « سیل موجب شستشوی خاک می‌شود و با این شستشو نمک‌های خاک به دریا برده می‌شود و در نتیجه میلیاردها بذر موجود در درون خاک امکان شکوفایی پیدا می‌کنند؛ اگر اکنون بذری از خاک بروز نمی‌کند به دلیل آن است که آبی وجود ندارد و زمین‌ها شور است.» نتیجه آنکه « مسأله فرسایش خاک در خوزستان بسیار جدی و دردناک است.»
اما چه کسی انتظار دارد که سپاه از کلان منافعی که در سدسازی دارد به خاطر جلوگیری از ویرانی خوزستان دست بردارد. سپاه خود را مالک کشور می داند. از یاد نمی بریم یکی از کاراکترهای گروگان گیر در فیلم «آژانس شیشه ای» را، آنجایی که یکی از گروگانها به او می گوید نمازت در این محل قبول نیست زیرا زمینش را غصب کرده ای، او می گوید در خاک عراق هم ما نماز خواندیم و آنجا هم مال خودمان بود. (نقل به مضمون)
چنین تفکری، امروز بر خوزستان و تمامیت ایران مسلط شده است با بازوهای امنیتی و نظامی اش که پشتیبان حرکت اقتصادی آن هستند. درد و رنجی که مردم خوزستان به خاطر نابودی اکوسیستم استان شان در سالهای اخیر و بخصوص در بهمن ماه امسال تحمل کرده اند موضوعی نیست که سپاه را رنجیده کند.

نوشتن دیدگاه