سیما رئیسی با وجود نابینایی و شرایط اجتماعی که به‌عنوان یک نابینا و یک زن علیه او عمل می‌کرد، توانست به بالاترین مدارج علمی دسترسی پیدا کند.


دیوار شرایط

«معمولا تمام شرایط یا اکثر شرایط علیه فرد عمل می‌کند. همه چیز مانع است، کسی برای کمک کردن وجود ندارد اما اراده‌ی انسان می‌تواند همه چیز را تغییر دهد.»
این عبارتی‌ست که یکی از فیلسوفان معاصر در مقدمه‌ی یکی از آثارش به کار برده است اما او شاید بیش از همه به محدودیت یک فرد نظر داشته است، صرف نظر از جنسیت او یا فقدان سلامت جسمی‌اش.
داستان واقعی اما می‌تواند از این هم دشوارتر باشد. اگر در ایران زندگی کنی، زن باشی، در یکی از مناطق محروم کشور به سر ببری و از سلامت جسمی هم برخوردار نباشی، دیگر تقریبا غیر ممکن به نظر می‌رسد که بتوان مسیر موفقیت و پیشرفت را طی کرد، زیرا تنها زن بودن در نظامی که بر اساس تبعیض جنسی برقرار شده است برای متوقف کردن هرکس کافی‌ست!

یک داستان واقعی

سیما رئیسی اما یک دختر چابهاری‌ست که با وجود نابینایی، اما موفق به اخذ مدرک دکترای علوم سیاسی شده است.
او داستان زندگی‌اش را اینطور شروع می‌کند: از «بدو تولد دچار بیماری آب سیاه چشمی بودم. این بیماری به دلیل بالارفتن فشار داخل چشم ایجاد می‌شود و باعث لرزش و تکان خوردن دایمی چشم‌ها می‌شود. ضعف عملکرد چشم‌هایم باعث شده بود نتوانم درس‌ها را یاد بگیرم».


در مدرسه استثنایی‌ها

«در منطقه ما نابینایان را مثل عقب‌مانده‌های‌ذهنی می‌دانند و حق تحصیل را برای‌شان قایل نیستند، خصوصا زمانی که من بچه بودم این فرهنگ بیشتر از الان وجود داشت. معلم‌ها هم به‌خاطر تأثیر همین فرهنگ من را عقب‌مانده می‌دانستند و به پدر و مادرم می‌گفتند که دخترتان را به مدرسه استثنایی‌ها ببرید.»
اینطور شد که سیما را به مدرسه کودکان استثنایی می‌فرستند، او «سه‌سال نخست دبستان را در مدرسه استثنایی» گذراند، «اما با کمک معلم دلسوزی که وقت خیلی زیادی برای»ش می‌گذاشت، او توانست از «‌سال چهارم دبستان را در مدرسه عادی» بگذراند و «بعد از آن تا پایان دوران تحصیل کنار بچه‌های عادی درس» بخواند.


نابینا شدن یک چشم

منطقه سیستان و بلوچستان از مناطق محروم کشور است به همین دلیل روند درمان سیما بسیار دیر آغاز شد، در نتیجه درمان‌ها افاقه نکرد و او در «‌سال دوم راهنمایی به‌خاطر بالارفتن فشار داخلی چشم‌ها»یش، «بینایی یک چشم را به‌طور کامل از دست داد».


سنت‌های غلط

او از نگاه‌ها و نوع رفتار مردم می‌گوید که همیشه برای او «بحران‌های روحی» ایجاد می‌کرده است در حالیکه او می‌خواسته «مثل بقیه زندگی» کند، «اما سنت‌های غلط» او را از مسیرش دور می‌کرده است.


اخذ دیپلم

اما بالاخره او موفق به کسب دیپلم می‌شود. او وضعیت خود را به هنگام اخذ دیپلم چنین توصیف می‌کند: «هیچ‌وقت نمی‌خواستم تسلیم شرایط بشوم، هیچ‌گاه تلاش‌کردن برایم پایان نداشت و حالا زمانی رسیده بود که با گرفتن دیپلم از نظر خیلی‌ها به آن‌جایی که باید رسیده بودم. درحالی‌که خواسته من چیز دیگری بود و به همین دلیل تمام وقت و انرژی‌ام را صرف درس خواندن برای کنکور کردم. درس خواندنی که فشار چشم‌هایم را بالاتر برد و درنهایت بینایی چشم دیگر را هم از دست دادم.»


ادامه تحصیل

در نهایت او موفق می‌شود که برای دوره لیسانس وارد دانشگاه بشود. سیما می‌گوید: « بعد از من هم در چابهار نابینایان و معلولانی هستند که برای ادامه تحصیل انگیزه گرفته‌اند.»
حالا سیما تا مقطع دکترای علوم سیاسی پیش رفته است و خودش می‌گوید، می‌خواهد تاثیر‌گذار باشد؛ هم به‌عنوان یک فرد نابینا که به بالاترین مدارج علمی رسیده ‌است و هم به‌عنوان یک زن، و نظام مردسالار را وادار کند که به شنیدن نظرات او عادت کند.

ما را در تلگرام همراهی کنید

ما را در اینستاگرام همراهی کنید

دیدگاه‌ها  

0 #1 nilufarkashani 1396-10-24 15:56
درود برعزم تو ئس می توان وباید
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه