قالیباف در صحبت هایش در مناظره گفت که «امیدوارم مردم انشاءالله به گونه‌ای عمل کنند که همه رویه‌ها را برگردانند و به آرمان‌هایی که امام مهربان به آن قائل بودند، بازگردند». او از مردم! خواست به او رای دهند تا او رویه ها را به «آرمان های امام مهربان» بازگرداند.
اگر خمینی زنده بود و می‌شنید که یکی از پاسدارانش از او با صفت «مهربان» یاد می‌کند حتما به او «سیلی» می‌زد. تا آنجایی که به تاریخ معاصر ایران باز می‌گردد، ولایت فقیه با مهربانی بر ایران حاکم نشده است، بلکه با جراحی کردن لبخند بر لبان توانسته است تا جامعه را به زیر سلطه خود در‌آورد.

وضعیت امروز ایران یکی از محصولات مهربانی «امام مهربان»! است. کشوری که براساس آمارهای ارائه شده توسط قالیباف و رئیسی ۲۵ میلیون فقیر مطلق و ۱۶ میلیون حاشیه نشین، دارد.
در مناظره آخر اما قالیباف گوشه دیگری از مهربانی ولایت فقیه درباره ایران را اعلام می‌کند. او از خانواده ای سخن می‌گوید که برای دو دختر مدرسه ای شان تنها یک چادر و یک جفت کفش دارند. آنها از مسولین مدرسه خواهش کرده اند که یکی از دخترها در شیفت صبح و دیگری در شیفت بعدازظهر به مدرسه بروند تا بتوانند چادر و کفش را با یکدیگر جابه‌جا کنند.
«برای جامعه فرهنگی یک کشور شرم‌آور است که این وضع معیشتی معلمین و اساتیدش باشد و این وضع دانش‌آموزانش باشد که خانواده بگوید خواهش می‌کنیم شیفت بچه‌های ما را مخالف هم بگذارید، چون چادر و کفش  ندارند و باید آنها را جابجا کنند.» [۹۶نیوز ۱۵اردیبهشت۹۶]
قالیباف ادامه می‌دهد که این وضعیت برای یک خانواده ایرانی در شرایطی است که «حقوق‌بگیران ۵۷ و ۱۰۰ و ۲۰۰ میلیونی را ذخیره‌های این انقلاب» می‌نامند.
قالیباف طوری سخن می‌گوید که گویی هرگز در این نظام نامقدس نقشی نداشته است و در برابر وضعیت پیش آمده کاملا بی گناه است در حالی که در عالم واقع در طول همه سال های ولایت فقیه او همواره یکی از فرماندهان ارشد نظامی یا سیاسی نظام بوده است. او از همان کسانی بوده است که نظامی را برپا کرده  و از آن حفاظت نموده اند که در آن دو خواهر دانش آموز تنها یک چادر و یک جفت کفش دارند. او عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. او حافظ ولایت فقیه است.
میرسلیم نیز که در کنار هاشمی طبا برای آخر شدن در میان گزینه های خامنه ای می‌کوشد خود را به وسط صحنه می‌اندازد تا با استفاده از رسانه ملی! به کسبه رقیب خود در درون نظام بتازد.
میرسلیم خطاب به روحانی و جهانگیری می‌گوید: «بسیاری از وزرای شما که کاسبند به نفع خود از اطلاعات استفاده می‌کنند.» یعنی «ضمن اینکه وزیر هستند کاسب هم هستند. اینها راه‌های غلط استفاده از امکانات است.»
اجازه بدهید کمی از قوه تخیل استفاده کنیم؛ میرسلیم وابسته به حزب موتلفه اسلامی است. حزبی که اساسا برای کنترل و تسلط بر بازار ایران تشکیل شده است. همه در این حزب کاسب هستند. اتاق بازرگانی همیشه در اختیار این تاجران بوده است. حزبی که نام اسلام برخود نهاده است اما بیشتر از آنکه شبیه پیروان محمد رسول در مدینه باشند شبیه به ابوسفیان و بار شتران او در مسیر شام است.
به نظر می‌رسد زمانی که میرسلیم راهی مناظره! بوده است، دوستانش در موتلفه به او تلفن زده و خواسته اند تا در نقطه ای از مناظره حتما به وزیرانی که با استفاده از امکانات دولتی نان موتلفه را آجر! کرده اند، اشاره و اعتراضی بکند.
در کشوری که حقوق های بالای پنجاه میلیون مربوط به «ذخایر انقلاب» می‌شود، و دو خواهر دانش آموز از یک چادر و یک کفش برخوردارند و کار وزرا کاسبی کردن براساس رانت اطلاعات دولتی می‌باشد، بله در چنین کشور پاسداری مانند قالیباف می‌تواند مدافع حقوق فقرا باشد و کاسبی مانند میرسلیم می‌توانند مخالف سوء استفاده از رانت اطلاعاتی دولتی باشد.
به نظر می‌رسد دقیق ترین تعبیر از انتخابات ریاست جمهوری ولایت فقیه متعلق به پورمحمدی، از دست اندرکاران قتل عام ۶۷ و وزیر دادگستری روحانی و پشیتبان فعلی اوست، آنجایی که انتخابات! را «نظام جنگل» توصیف کرد. [نگاه شود به نظام جنگل]

ما را در تلگرام همراهی کنید

ما را در اینستاگرام همراهی کنید

نوشتن دیدگاه