میتینگ ورامین
در میتینگ انتخاباتی رئیسی در ورامین، فردی بنام موسوی در پشت تریبون قرار می‌گیرد و با اشاره به رئيسی فریاد می‌زند: «این شخصیت بزرگواری که اینجا ایستاده» است، «افتخارشون این هستش که» مجاهدین خلق را اعدام کرده است.

کاندیدای آنها تنها برگی که برای رو کردن دارد تا خود را شایسته ریاست جمهوری ولایت فقیه نشان دهد، چیزی جز اعدام مجاهدین خلق نیست. آنها تصور می‌کنند که بشریت در اعصار تاریک خود به سر می‌برد، روزگارانی که کارها با کشتن پیش می‌رفت و کسی را به خاطر کشتار، جنایتکار خطاب نمی‌کردند.
حداد عادل وارد می‌شود‌
انتخابات ریاست جمهوری ولایت فقیه پایان یافته است. حداد عادل، موسوی نیست، او می‌داند که اعتراف به کشتار چه عواقبی دارد، او ریش سفید! اصول گرایان! و فامیل خامنه ای است. حداد عادل دوست دارد او را فردی عاقل و نکته سنج به شمار آورند. او تصمیم می‌گیرد که بزرگترین دروغ زندگی اش را «در مراسم ضیافت افطاری جامعه اسلامی مهندسین با گرامی‌داشت سالروز رحلت امام خمینی (ره)» بگوید.
کارنامه ۳۸ ساله
حداد عادل ابتدا اشاره ای به سخنان حسن روحانی می‌کند و می‌گوید: «آیا این سخن خردمندانه‌ای بود که بگویند مردم به کسی که ۳۸ سال حکم قتل و زندان امضا کرده رای نمی‌دهند»؟ سپس حداد عادل دست در جیب خود می‌برد و دروغی را که از قبل آماده کرده بود را از آن بیرون می‌آورد: «اتفاقا آقای رئیسی در همه عمر قضایی خود یک حکم قتل هم صادر نکرده است.»
اگر رئیسی در آن «افطاری» حاضر بود از جا بر می‌خواست و به حداد عادل اعتراض می‌کرد که چرا کارنامه او را به زیر سوال می‌برد؟!
اما حداد عادل معنی کلماتش را می‌فهمد! او می‌داند که بعد از طرح این دروغ باید حرف اصلی را بزند: «بر فرض اینکه کسی قاضی بود حکم قتل چه کسی را صادر کرد؟ مگر غیر این است که شما در زیر پوست مردم قصه منافقین را مطرح کردید. آیا نباید ملت از همه کسانی که شر اینها را از سر مردم کم کردند ممنون باشند»؟
«ممنون» به خاطر اعدام ها
حداد عادل سپاسگذار کسانی است که اعدام ها را انجام داده اند، پس چرا دامان رئیسی را از صدور حکم اعدام مبرا می‌خواهد. وقتی باید به خاطر اعدام ها «ممنون» بود، چرا رئیسی چنین تاجی را بر سر نداشته باشد؟!
حداد عادل عواقب امر را می‌داند اما از سوی دیگر نمی‌تواند تاریخ خونبار جمهوری اسلامی! را پنهان کند.
شاید در تنها نقطه ای از جهان که در قرن ۲۱ مردم باید به خاطر اعدام «ممنون» باشند، ایران باشد. حداد عادل اصرار دارد که نشان دهد که به این عصر تعلق ندارد.
حداد عادل مجدد به عبارت روحانی بر می‌گردد و می‌گوید: «اگر فردا در جامعه جهانی به ما بگویند ۳۸ سال قاتل بودید و حکم قتل صادر کردید و رییس‌جمهورتان این را بیان کرده که آدم هایی بودند در نظام شما که کارش دادن حکم اعدام بوده چه باید بگوییم.»
حداد عادل پیشتر پاسخ را داده است. او می‌گوید باید بگوییم به خاطر اعدام ها «ممنون» هستیم.
تناقضات کارنامه ۳۸ ساله
اگر جمهوری اسلامی! به کارنامه ۳۸ ساله خود افتخار می‌کند، چرا به صراحت از آن سخن نمی‌گوید؟ چرا اسامی قتل عام شدگان را اعلام نمی‌کند؟ چرا از محل دفن آنها سخنی نمی‌گوید؟ چرا احکام اعدام و جرایم انتسابی را منتشر نمی‌کند؟ چرا اسامی دست اندرکاران شکنجه ها و اعدام ها را نمی‌گوید؟
اما اگر جمهوری اسلامی! به این باور رسیده است که مردم، کسانی را که «در طول ۳۸سال فقط اعدام و زندان بلد بودند، قبول ندارند»، چرا اقدام به بازگشایی کارنامه سیاه گذشته خود نمی‌کند و تحت نظارت نهادهای بین المللی موجودیت خود را به رفراندم نمی‌گذارد؟
ولایت فقیه گرفتار کارنامه خود است. از هر طرف و به هر شکل که حرکت کند نمی‌تواند از پیشینه خود فاصله بگیرد، و تنها به سقوط خود نزدیک می‌شود. پیشینه ای که البته همچون تاریخی جاری روزانه در ایران تکرار می‌شود.

ما را در تلگرام همراهی کنید

ما را در اینستاگرام همراهی کنید

 

نوشتن دیدگاه