• خامنه‌ای و نیاز به انتشار گزارش دیدارش بعد از ۱۹ سال

     

    خامنه‌ای بعد از اوج گرفتن جنبش دادخواهی قتل‌عام شدگان در سال ۶۷،  مجبور شده است، لاجوردی؛ قاتل آن قتل عام را، شهید! جلوه دهد.

     

    نام ننگ

    نام لاجوردی در تاریخ ایران و دهه ۶۰ برابر با جنایت، کشتار، خونریزی و مرگ است. [لاجوردی، شکنجه و اعدام؛ کلمات مترادف] هزاران زندانی سیاسی و مخالف حکومت ولایت فقیه، که سرانجام وارد کردن «اصل ولایت فقیه» در قانون اساسی را می‌دانستند و به شرایط دیکتاتوری که به تبع آن به وجود می‌آمد، اشراف داشتند، از همان ابتدا در مقابل آن ایستادند. این آزادیخواهان که بیشتر آنها از اعضاء و هواداران مجاهدین خلق بودند، در دهه ۶۰ به وسیله لاجوردی به جوخه‌های اعدام و تیرباران سپرده شدند. فاجعه‌بارترین این کشتارها در تابستان ۶۷ بود که به قتل‌عام ۶۷ معروف شد. در این قتل عام، به اذعان رضا ملک که از معاونان وزارت اطلاعات بوده است ۳۳۷۰۰ نفر اعدام شدند. ۱۰ سال بعد، لاجوردی در ۱ شهریور ۷۷ توسط علی اکبر اکبری از جوانان ایلامی در تاریخ ۱ شهریور ۱۳۷۷کیفر یافت.

  • آنتونیو گوترز در گزارش سالیانه‌اش درباره قتل عام۶۷، سخن می‌گوید

    دبیرکل ملل متحد در گزارش سالیانه‌اش به انتشار گزارش عاصمه جهانگیر در مورد نقض حقوق بشر در ایران، می‌پردازد، بخشی از این گزارش دربرگیرنده‌ی حقایقی از قتل عام تابستان۶۷ است.


    گزارش گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران، عاصمه جهانگیر، که در ماه آگوست تهیه شده بود، در گزارشی که آنتونیو گوترز، دبیرکل ملل متحد به عنوان گزارش سالیانه‌اش به مجمع عمومی ارائه نمود، درج شده است.
    آنچه در گزارش دبیرکل قابل توجه است، پرداختن به موضوع قتل عام تابستان ۶۷ می‌باشد.

    امحاء مزار جانباختگان

    در قسمتی از این گزارش به امحاء یک گور جمعی از جانباختگان قتل عام تابستان ۶۷ در مشهد اشاره می‌شود؛ «ماه مارس، خانواده‌هایی که از گور جمعی واقع در شهر مشهد بازدید کردند، استان خراسان رضوی، جایی که گمان می‌رود بیش از ۱۷۰ زندانی سیاسی دفن شده باشند، طبق گزارشی کشف شده که مساحتی که قبلاً مسطح بوده است با خاک پوشیده شده تا بر روی قبرها تلی از خاک انباشته شود.»

  • انتصاب پورمحمدی به عنوان مشاور رئیس «قوه قضاییه» و پرونده مفتوحش در نقض حقوق بشر

    انتصاب

    آملی لاریجانی، «رئیس قوه قضاییه»، طی حکمی مصطفی پورمحمدی را به عنوان مشاور رئیس قوه قضاییه منصوب کرد. [ایلنا ۳۱ مرداد ۹۶] پیشتر پورمحمدی به عنوان «وزیر دادگستری» در دولت روحانی حضور داشته است.


    نسل جلاد

    پورمحمدی از کادرهای قدیمی «قضایی» و اطلاعاتی نظام مقدس! است. نسلی که از ابتدای دهه۶۰ مقدرات زندان‌ها را به دست گرفت و با نداشتن حداقل سابقه و صلاحیت قضایی شروع به صدور گسترده احکام اعدام کرد.
    در یک نمونه مشابه از چنین «قضات» بی‌صلاحیتی، می‌توان به احمدی شاهرودی حاکم شرع وقت در خوزستان، و کهگیلویه و بویراحمد اشاره کرد که تنها با یک ماه آموزش!، روزانه به ۱۰۰ پرونده رسیدگی می‌کرده است. [احمدی شاهرودی، دروغ و شهادت تاریخی آقای منتظری]

  • بیانیه حقیقت ۶۷ در انعکاس سایت فارا

     

    بیانیه دادخواهی قتل‌عام شدگان ۶۷ در کمپینی که سازماندهندگانش در داخل کشور قرار دارند از سازمان ملل خواستار تشکیل کمیته حقیقت یاب شده‌است.


    سایت فارا در استرالیا گزارشی درباره کمپین دادخواهی اعدام شدگان ۶۷ منتشر کرد. در این گزارش تصریح می‌شود که «بیش از ۳۰ هزار نفر از ایرانیان در سنین مختلف یک نامه جمعی خطاب به آنتونیو گوترز دبیر کل سازمان ملل متحد را امضا کردند و خواهان یک تحقیقات مستقل برای قتل عام هزاران زندانی سیاسی در ایران شدند.»
    فارا به نقل از گروه حقیقت ۶۷ می‌نویسد که سازمان‌دهندگان این کمپین همگی در داخل ایران هستند.

  • بیانیه مادران پارک لاله؛ محاکمه‌ی دست‌اندرکاران قتل عام۶۷ برای رسیدن به آزادی

     

    مادران پارک لاله با انتشار بیانه‌ای محاکمه آمران و عاملان قتل عام۶۷ را زمینه ساز جلوگیری از تکرار جنایت و رسیدن به آزادی می‌دانند.


    مادران پارک لاله

    مادران پارک لاله متشکل از جمعی از مادران قتل عام تابستان۶۷، شهدای اعتراضات سال ۸۸ و سایر زندانیان اعدام شده در سال‌های اخیر می‌باشند، آنها در ۹ شهریور با انتشار بیانیه‌ای به محاکمه آمران و عاملان قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان۶۷ فراخوان دادند.

  • بیش از سی کشته در ۲۵ خرداد ۸۸ و جنبش دادخواهی

     

    به گفته‌ی ضرغامی، جمهوری اسلامی! برای سرکوب جامعه‌ی معترض، بیش از ۳۰ نفر را در ۲۵ خرداد ۸۸، اعدام خیابانی کرد، از اینرو دادخواهی قتل عام شدگان تابستان ۶۷، جلوگیری از ادامه‌ی اعدام‌ها برای همین امروز است.


    فتنه

    جمهوری اسلامی! بعد از برگزاری انتخابات! ریاست جمهوری! در سال ۸۸ با تظاهرات گسترده و ادامه داری مواجه شد که در فرهنگ ولایت فقیه از آن با عنوان «فتنه» یاد می‌شود. خامنه‌ای به این خاطر، آن اعتراضات را «فتنه» می‌نامد که سرمنشاء آغاز آنرا از درون نظام و از طرف کاندیداهای جناح رقیب می‌داند. در آن مقطع، آن افراد به مهندسی خامنه‌ای در انتخابات! اعتراض کردند و همین امر نخستین جرقه خیزش اجتماعی را زد.
    حرکتی آغاز شد که به اذعان سران جناح خامنه‌ای دیگر از کنترل همان کاندیداهای جناح رقیب نیز خارج شد. کار به جایی رسید که علم الهدی، از مجاهدین خلق به عنوان فرمانده تظاهرات خیابانی نام برد.

  • ترس سپاه از ورود به رودررویی مستقیم با قیام ایران

     

    سپاه از ورود به رودررویی مستقیم با قیام ایران بیمناک است؛ این نیروی تروریستی در صورت ورود مستقیم باید پیامدهای آنرا بپذیرد...

    قرارگاه «ثارالله» سپاه

    اسماعیل کوثری، جانشین فرمانده «قرارگاه ثارالله» سپاه، اعلام کرد که «در موضوع تجمعات اخیر به هیچ‌وجه قرارگاه مسئولیتی برعهده نداشته و تمام مسئولیت بر عهده نیروی انتظامی بوده است.»
    درباره نقش بسیج، او افزود: «براساس توافقی فی‌مابین نواحی مقاومت بسیج با ناجا تعدادی از اعضای نیروی مقاومت جهت برقراری امنیت، نیروی انتظامی را کمک کرده‌اند.» [ایسنا ۱۲ دی ۹۶]
    قرارگاه «ثارالله» در صورت بروز بحران و شرایط ویژه که تشخیص آن با «شورای عالی امنیت ملی» است، مسئولیت برقراری امنیت شهر تهران را عهده‌دار می‌شود.
    سپاه مدعی شد که تا روز پنجم قیام مردم هنوز وارد صحنه نشده است. اگر سپاه می‌پذیرفت که در برخورد با مردم معترض نقش داشته، از یک طرف می‌بایست به ناتوانی خود در مهار قیام اذعان می‌کرد و از طرف دیگر باید می‌پذیرفت که خون‌های ریخته شده در این روزها به دست نیروهای آن انجام شده است.

  • جنبش دادخواهی؛ بیانیه ۳۰ هزار امضائی در انعکاس واشینگتن اگزامینر

     

    بیانیه ۳۰‌هزار نفر از شهروندان ایرانی در داخل کشور که دبیرکل را فراخوانده‌اند تا دست به تشکیل یک کمیته حقیقت‌یاب درباره قتل‌عام ۶۷ بزند در واشینگتن اگزامینر منعکس شد.


    ۳۰ هزار امضا

    واشینگتن اگزامینر طی مقاله‌ای به بیانیه شهروندانی ایرانی در داخل کشور با ۳۰ هزار امضاء پرداخت؛ بیانیه‌ایی که دادخواهی قتل‌عام شدگان سال ۶۷ را هدف خود قرار داده است.
    واشینگتن اگزامینر نوشت که طی یک طومار جدید متشکل از امضای ۳۰ هزار شهروند ایرانی، آنها از دبیر کل ملل متحد خواسته‌اند که تحقیقاتی را حول قتل‌عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ شکل بدهد.

  • عاصمه جهانگیر خلافت اسلامی! را مسئول قتل‌عام ۶۷ توصیف کرد

    عاصمه جهانگیر طی یک کنفرانس مطبوعاتی خلافت اسلامی! را مسئول قتل‌عام تابستان ۶۷ نامید و بر ضرورت اجرای عدالت تاکید کرد.

    ضرورت تحقیق

    عاصمه جهانگیر در پی سخنرانی در اجلاس کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل، طی یک کنفرانس مطبوعاتی، بار دیگر بر ضرورت تحقیق پیرامون قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ تاکید کرد.

    خانواده قربانیان

    هنگامی که گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران در این کنفرانس مطبوعاتی در مورد قتل‌عام بیش از ۳۰ هزار زندانی سیاسی در تابستان ۶۷ توسط خلافت اسلامی! و ضرورت تحقیق پیرامون آن و محاکمه مسببن آن جنایت مورد پرسش قرار گرفت، پاسخ داد که «اطلاعاتی» درباره «قتل‌عام ۱۹۸۸» در اختیار دارد. عاصمه جهانگیر تاکید کرد که با خانواده قربانیان ملاقات داشته است.

  • عاصمه جهانگیر، هر روز، نامه‌هایی از خانواده‌های جانباختگان ۶۷ دریافت می‌کند

    عاصمه جهانگیر خواستار تحقیق درباره قتل‌عام ۶۷ شد،کشتاری که به دست سران خلافت اسلامی! صورت گرفت.


    جامع و مستقل

    عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه حقوق‌بشر ملل‌متحد در امور ایران در گزارشی که در ۳ آبان به کمیته سوم مجمع عمومی ملل متحد در نیویورک ارائه کرد خواستار تحقیقاتی جامع و مستقل در مورد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ شد.

    مدارک

    عاصمه جهانگیر تایید کرد که «تعداد قابل توجهی از دادخواستها، ارتباطات و مدارک مربوط به گزارشات اعدام» هزارن زندانی سیاسی در سال ۱۹۸۸ موجود است. زندانیانی که در میان آنها زنان، مردان و نوجوانان حضور داشتند.

  • فراخوان به کمیسیون تحقیق برای قتل‌عام ۶۷ از طرف مریم رجوی

    به دنبال تصویب شصت و چهارمین قطعنامه علیه نقض حقوق بشر در ایران توسط مجمع عمومی ملل متحد، مریم رجوی به تشکیل کمیسیون تحقیق درباره قتل‌عام ۶۷ فراخوان داد.

    مجمع عمومی ملل متحد شصت و چهارمین قطعنامه علیه نقض حقوق‌بشر در ایران را به تاریخ ۲۸ آذر تصویب کرد.

    مجازات اعدام

    این قطعنامه «نگرانی جدی خود را نسبت به آمار بالا و متعدد اعمال و اجرای مجازات اعدام... از جمله اعمال حکم اعدام علیه نوجوانان و نفراتی که در زمان ارتکاب جرم زیر ۱۸سال سن داشتند و اعدام‌های انجام شده برای جرائمی که واجد شرایط جرایم بسیار جدی نیستند و در اساس متکی بر اعترافات اجباری بوده‌اند» ابراز داشته و نظام ایران را فراخوانده است که «به لغو اعدامها در ملأ‌عام، هم در قانون و هم در عمل» پایبند بشود.

  • فراخوان عفو بین‌الملل به ممانعت از تخریب گورها‌ی جمعی جانباختگان ۶۷

     

    جمهوری اسلامی! تلاش می‌کند، با تخریب مزارهای قتل عام شدگان تابستان۶۷ به پاکسازی آثار جرم خود بپردازد، در همین رابطه عفو بین‌الملل به جلوگیری از امحاء یک گور دسته‌جمعی در اهواز فراخوان داده است.


    به دنبال انتشار گزارش‌هایی دباره تخریب گورهای دسته‌جمعی زندانیان سیاسی اعدام شده در تابستان۶۷ در اهواز، عفو بین الملل طی گزارشی خواستار توقف این امر از سوی مقامات جمهوری اسلامی! شد.

  • نامه سید هاشم خواستار در دادخواهی قتل عام۶۷ به گوترز و جهانگیر

     

    سیدهاشم خواستار در نامه‌ای به گوترز و جهانگیر خواستار محاکمه‌ی آمران و عاملان قتل عام۶۷ می‌شود. او این ضرورت را برای درمان این زخم عمیق و نیل مردم ایران به آزادی، یادآور می‌شود.


    سید هاشم خواستار در نامه‌ای به تاریخ ۴ شهریور به آنتونیو گوترز، دبیرکل ملل‌متحد، و عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه حقوق‌بشر سازمان ملل در امور ایران، خواهان محاکمه آمران و عاملان قتل عام۶۷ شد.

     

    زخم عمیق

    این زندانی سیاسی سابق و از جمله‌ی نمایندگان معلمان ایران، نوشت: «اعدام شدگان تابستان ۶۷ زخمی است بسیار عمیق نه تنها بر پیکره جامعه ایران که بر پیکره جامعه بشری که به این زودیها التیام نخواهد یافت.»

  • نامه محمد ملکی و محمد نوریزاد درباره قتل عام۶۷

     

    محمد ملکی و محمد نوری‌زاد در نامه‌ای خطاب به گوترز و جهانگیر، خواستار تشکیل کمیته حقیقت یاب درباره آن جنایت هولناک و محاکمه عاملان و آمران آن شدند.


    هولوکاست

    دکتر محمد ملکی و محمد نوری‌زاد در نامه‌ای مشترک خطاب به آنتونیو گوترز، «دبیرکل سازمان ملل» و عاصمه جهانگیر، «گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران»، خواستار آن شدند که کشتار تابستان۶۷ توسط نظام ولایت فقیه، در «آمار جنایتهای بزرگِ جهانی جای» داده شود.


    کاوشگران بین المللی

    دکتر محمد ملکی و محمد نوری‌زاد همچنین خواستار آن شدند که گوترز و جهانگیر «با اصرار بر اعزام هیأت‌های حقوقی و کاوشگرانِ بین المللی، پرده از این جنایتِ هولناک» بردارند، تا «سران جمهوری اسلامی ایران را در مجامع حقوقی و بین المللی به محاکمه» کشیده شوند.

  • پذیرش دادخواهی مریم اکبری‌منفرد از طرف «گروه کاری ناپدید شدگان قهری سازمان ملل»

    دادخواهی مریم اکبری منفرد از طرف «گروه کاری ناپدید شدگان قهری سازمان ملل» پذیرفته شد. او در نامه‌ای از این نهاد و یاران نادیده‌اش سپاسگذاری کرد.

    «دادسرای تهران»

    مریم اکبری منفرد که از سال ۸۸ در زندان‌ به سر می‌برد، در مهر سال ۹۵ با ارسال شکواییه‌ای رسمی، از «دادسرای تهران» خواست تا درباره نحوه و علت اعدام خواهر و برادرش تحقیق شود و مسئولان این اعدام شناسایی و محاکمه شوند.
    قضاییه خلافت اسلامی! برای جاری کردن عدالت!، به جای رسیدگی به این شکایت، او و خانواده‌اش را تهدید به قطع ملاقات، پرونده‌سازی جدید، و تبعید به زندان زاهدان کرد.
    خواهر و برادر مریم اکبری منفرد به مانند سی‌هزار زندانی سیاسی دیگر در تابستان سال ۶۷ در زندان‌های ولایت فقیه اعدام شدند.

  • چرا زندانیان سیاسی را اعدام کردید؟!؛ ناطق نوری و پرسش نسل جوان

     

    علی اکبر ناطق نوری اذعان می‌کند که پرسش از چرایی قتل‌عام زندانیان سیاسی در سطح جامعه به یک جنبش اجتماعی تبدیل شده است و نظام نتوانسته است به این پرسش پاسخ بدهد.


    پرسش نسل جوان از قتل‌عام۶۷

    علی اکبر ناطق نوری، که در کارنامه‌ای او، ریاست «مجلس»، کاندیداتوری «ریاست جمهوری» و ریاست بازرسی دفتر خامنه‌ای نمایان است، در سخنانی که به تاریخ ۲۱ آذر منتشر شد، در مورد قتل‌عام تابستان ۶۷ با اشاره به فایل صوتی آقای منتظری که در تابستان گذشته منتشره شده بود گفت: «یكی از مشكلاتی كه پارسال و امسال و اینها بوجود آمد این بود كه ماجرای فایل صوتی كه پخش شد به‌نظر من خوب دفاع نشد، آن آقایانی كه صحبت كردن منفعلانه صحبت كردند، ضعیف برخورد كردند، برای مردم جا نیفتاد».
    ناطق نوری در ادامه افزود: «بالاخره نوه های ما، نوه‌های نسل اولی‌ها، دومی‌ها اینها می‌آیند میگن»: «اینها مگر دستگیر نشدن توسط شما، مگر محاكمه شون نكردید، خوب مگر زندانشون نكردید، محكومین تون، محكوم به زندان بودن، رفتن زندان، چرا بعدش اسیرهای دست خودتون رو اعدام كردید؟ این نسل جدید این سوال هست براش كف خیابان و دانشگاهها كه شما هستید این سوال رو می‌كنند».
    اشاره‌ی ناطق نوری به کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال ۶۷ است که به تصریح او دادخواهی خونشان تبدیل به یک جنبش اجتماعی در ایران شده است تا جایی که در بدنه‌ی نظام نیز این پرسش مطرح شده است که چرا دست به آن کشتار زده‌ایم.